شب زنده داری ژنتیکی است

ساعت ۶:۳۰ بامداد است. برای «چکاوکان بامداد» شروع روز و برای «جغدهای شب» کله سحر…

بیشتر ما نه کاملا چکاوکیم و نه کاملا جغد، اما هم افرادی را می شناسیم که صبح زود از خواب بیدار می شوند و شروع به کار می کنند و هم افرادی که تا لنگ ظهر خوابند.

در سال های اخیر، علم علت تفاوت عادت های خواب افراد را روشن کرده است.

ساعت زیستی شخصی ما از همان هنگام تولد تنظیم شده است. ژنتیک، «نوع زمانی» یا «کرونوتیپ» فرد را تعیین می کند، یعنی اینکه فرد در چه زمانی احساس خواب آلودگی کند و در چه زمانی از خواب بر خیزد.

البته رفتار و محیط هم در چرخه خواب و بیداری تاثیر دارد، مثلا اگر شما آخر شب در یک سالن ورزشی پرنور شروع به وزنه زدن کنید، می توانید زمان خوابیدن معمولتان را تغییر دهید اما بدون چنین دستکاری هایی، در نهایت بدن ماست که زمان خواب را تعیین می کند. اگر شما از افراد سحرخیز باشید، نمی توانید به شب زنده دار تبدیل شوید و برعکس.

تاخیر فاز خواب

اختلال فاز خواب تاخیری

۲۵%

جغدان شب (شب زنده داران)

۵۰%

طیف میانی (طبیعی)

چکاوکان بامداد (سحرخیزان) ۲۵%

پیشرفت فاز خواب

اختلال فاز خواب پیشرفته

ساعت درونی

سازوکار زمینه ای تعیین کننده زمان خواب و بیداری ما را «ریتم شبانه روزی» می نامند. این چرخه ۲۴ ساعته اوج و فرود فرآیندهای زیستی، تقریبا در همه جانداران دیده می شود.

در «ریتم شبانه روزی» انسان، درجه حرارت بدن در طول روز متغیر است و معمولا در بعدازظهر به اوج خود می رسد و در ابتدای صبح در کمترین مقدار است. آزاد شدن هورمون ها نیز ریتم شبانه روزی دارد مثلا میزان هورمون ملاتونین در شب به اوج خود می رسد.

مرکز کنترل ریتم شبانه روزی در بدن شامل دو گروه سلول عصبی به نام «هسته های فوق کیاسمایی» (SCN) است که در مغز میانی پشت چشم ها قرار دارند.

این هسته ضربان ساز ریتم شبانه روزی، ارتباط های متعددی در مغز دارد که بر چرخه غدد درون ریز، چرخه های هورمونی و در نتیجه هر چیزی در بدن، تاثیر می گذارند.تعامل گروهی از ژن ها نیز بر ریتم شبانه روزی تاثیر دارد. پژوهشگران در سال ۲۰۰۳ یک ژن موثر به نام «Period۳» یا ژن «ساعت» را کشف کردند. افراد سحرخیز نسبت به افراد شب زنده دار، نسخه طولانی تری از این ژن را دارند.

● اهل بامدادید یا غروب؟

گوناگونی های طبیعی در ریتم شبانه روزی باعث تفاوت عادت خواب افراد می شود. حدود ۵۰ درصد از جمعیت در میانه طیف قرار می گیرند، یعنی نه خیلی سحرخیزند نه خیلی شب زنده دار. این افراد راحت تر می توانند خودشان را با تغییرات برنامه خواب و بیداری تطبیق دهند.

فردی که در میانه این طیف قرار دارد، بدون اشکال چندانی می تواند یکی، دو ساعت زودتر از خواب برخیزد یا یکی دو ساعت دیرتر به خواب برود. ۵۰ درصد دیگر افراد به طور مساوی به ۲ گروه میان «سحرخیزان» و «شب زنده دارها» تقسیم می شوند، اما حتی در این دو گروه نیز طیفی از حالت خفیف تا شدید دیده می شود. بررسی ها نشان داده اند در میان گروه شب زنده داران، حدود ۱۷ درصد افراد به طور واضحی دچار «تاخیر فاز خواب» هستند، به این معنی که نسبت به افراد عادی در ساعت های دیرتری از روز احساس خستگی می کنند.

سحرخیزان یا چکاوکان «واقعی» گونه نادرتری هستند. فقط یک درصد از مردم «پیشرفت فاز خواب» دارند، یعنی در اول شب خواب آلوده می شوند و پیش از طلوع آفتاب سرحال از خواب برمی خیزند.سن فرد نیز تاثیر قابل توجهی بر چرخه خواب دارد. در طول سال های دبیرستان و دانشگاه تغییرات هورمونی و افزایش اجتماعی شدن باعث می شود بسیاری از نوجوانان شروع به دیر خوابیدن و دیر از خواب بیدار شدن کنند.

در برخی از افراد سالمند، تغییرات دقیقا در جهت معکوس است؛ این افراد زودتر به خواب می روند و زودتر از خواب برمی خیزند. این تغییر در سنین بالا تا حدی به دلیل فعالیت کمتر و داروهایی است که برای درمان بیماری هایشان مثلا فشارخون بالا، مصرف می کنند و باعث خواب آلودگی می شود.

● نمی توانی مرا تغییر دهی

باوجود این تغییرات در عادت های خوابیدن، با توجه به سن فرد، ماهیت واقعی افراد پایدار می ماند. نوجوانان زیادی در واقع «شب زنده داران یا جغدهای تقلیدی» هستند و گروهی از آنها که تمایلی واقعی به بیدار ماندن در شب دارند، این خصوصیت را در سنین بالاتر نیز حفظ می کنند. درصد بسیارکمی از افراد دچار «اختلال فاز خواب» هستند، یعنی تاخیر یا پیشرفت فاز خواب آنها باعث اختلال کارکردشان شده است. حدود ۱۵/۰ درصد افراد دچار «اختلال فاز خواب تاخیری» (DSPS) هستند و ساعت زیستی شان خیلی «دیر»(نسبت به هنجارهای اجتماعی خوابیدن و بیدار شدن) در طول روز فرمان خواب را صادر می کند و به اصطلاح فرد تا لنگ ظهر خواب است. در آن سوی طیف نیز یعنی در «اختلال فاز خواب پیشرفته» (ASPS)، ساعت زیستی خیلی «زود» فرمان خواب را صادر می کند که شیوع ثبت شده بسیار کمتری دارد. البته تصور می شود شیوع واقعی هر دوی این اختلال ها بسیار بالاتر از میزان ثبت شده باشد. همانطور که انتظار می رود «اختلال فاز خواب تاخیری» در میان جوانان و «اختلال فاز خواب پیشرفته» در میان سالمندان شایع تر است. از آنجا که قرارگیری در معرض نور خورشید ریتم شبانه روزی را تنظیم می کند، نوردرمانی با نور درخشان با تنظیم مجدد ساعت درونی بدن به درمان هر دو اختلال کمک می کند. ترجیح اجتناب ناپذیر ذاتی فرد به سحرخیز بودن یا شب بیداری را نباید بد یا ناسالم انگاشت. جامعه باید نسبت به خصوصیت ذاتی خواب و بیداری افراد پذیرش بیشتری نشان دهد، به خصوص برای «جغدهای شب» که رعایت ساعت های استاندارد کاری برایشان مشکل است.